فرهنگ آریان‌پور

توانمند کردن

#۶۲٬۴۱۰

معنی‌های انگلیسی
۱

enable

توانا ساختن، قادر ساختن، وسیله فراهم کردن، تهیه کردن براى، اختیار دادن

۲

enrich

غنى کردن، پرمایه کردن، توانگر کردن

۳

fatten

فربه کردن، چاق کردن، پروارى کردن، حاصل خیز کردن، کود دادن

۴

empower

صاحب اختیار و قدرت کردن، قدرت دادن، اختیار دادن، وکالت دادن