فرهنگ آریان‌پور

توانایی

#۶۲٬۳۷۸

معنی‌های انگلیسی
۱

might

توانایى، زور، قدرت، نیرو، انرژى

۲

ability

توانایى، استطاعت، شایستگى، لیاقت، صلاحیت، قابلیت ability _ ably _

۳

energy

کارمایه، زور، نیرو، قوه فعلیه، توانایى، انرژى

۴

potency

توان، قدرت، توانایى، نیرومندى، لیاقت

۵

strength

نیرو، زور، قوت، قوه، توانایى، دوام، استحکام

۶

authority

قدرت، توانایى، اختیار، اجازه، اعتبار، نفوذ، مدرک یا ماخذى از کتاب معتبریا سندى، نویسنده ى معتبر، منبع صحیح و موثق، (در جمع) اولیاء امور

۷

influence

نفوذ، تاثیر، اعتبار، برترى، تفوق، توانایى، تجلى، نفوذ کردن بر، تحت نفوذ خود قرار دادن، تاثیر کردن بر، وادار کردن، ترغیب کردن

۸

puissance

(power، strength) توان، قدرت، نیرو، توانایى

۹

capability

استعداد پیشرفت، صلاحیت، قابلیت، توانایى

۱۰

part

چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه

۱۱

sinew

رگ و پى، پى، وتر، تار و پود، رباط

۱۲

skill

چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن

۱۳

faculty

استادان دانشکده یا دانشگاه، استعداد، قوه ذهنى، استعداد فکرى

۱۴

capacity

گنجایش، ظرفیت، صلاحیت، استعداد، مقام

۱۵

facility

سهولت، امکان، وسیله، وسیله تسهیل، روانى، تردستى