توانایی
#۶۲٬۳۷۸
might
توانایى، زور، قدرت، نیرو، انرژى
ability
توانایى، استطاعت، شایستگى، لیاقت، صلاحیت، قابلیت ability _ ably _
energy
کارمایه، زور، نیرو، قوه فعلیه، توانایى، انرژى
potency
توان، قدرت، توانایى، نیرومندى، لیاقت
strength
نیرو، زور، قوت، قوه، توانایى، دوام، استحکام
authority
قدرت، توانایى، اختیار، اجازه، اعتبار، نفوذ، مدرک یا ماخذى از کتاب معتبریا سندى، نویسنده ى معتبر، منبع صحیح و موثق، (در جمع) اولیاء امور
influence
نفوذ، تاثیر، اعتبار، برترى، تفوق، توانایى، تجلى، نفوذ کردن بر، تحت نفوذ خود قرار دادن، تاثیر کردن بر، وادار کردن، ترغیب کردن
puissance
(power، strength) توان، قدرت، نیرو، توانایى
capability
استعداد پیشرفت، صلاحیت، قابلیت، توانایى
part
چندى، یک چند، تاحدى، نسبتا، در یک جزء، تا یک اندازه
sinew
رگ و پى، پى، وتر، تار و پود، رباط
skill
چیره دستى، ورزیدگى، تردستى، مهارت، استادى، زبر دستى، هنرمندى، کاردانى، مهارت عملى داشتن، کاردان بودن، فهمیدن
faculty
استادان دانشکده یا دانشگاه، استعداد، قوه ذهنى، استعداد فکرى
capacity
گنجایش، ظرفیت، صلاحیت، استعداد، مقام
facility
سهولت، امکان، وسیله، وسیله تسهیل، روانى، تردستى