فرهنگ آریانپور
ابدا
#۶۲۳
nowise
ابدا، هیچ، به هیچ وجه، به هیچ عنوان
none
هیچ، هیچیک، هیچکدام، به هیچ وجه، نه، ابدا، اصلاً
whit
ذره، خرده، تکه، هیچ، ابدا، اندک
aught
(anything =) ـ چیزى، هر چیزى، (ک.) هیچ چیز، به هیچ وجه، ابدا، صفر، هیچ چیز
never
هرگز، هیچگاه، هیچ وقت، هیچ، ابدا، حاشا
nohow
به هیچ وجه، ابدا، بهر حال، ناجور
anywise
به هیچ وجه، هیچ، ابدا
nothing
هیچ، نیستى، صفر، بى ارزش، ابدا
whatsoever
به هیچ وجه، ابدا، هیچگونه، هرقدر، هر چه
at all
به هیچ وجه، ابدا
nowhere near
نسبتا دور، دور، ابدا
no
نوبلیم - (No)، عنصر جدول تناوبى با عدد اتمى 102 و جرم مولى (اتمى) (259) گرم بر مول
nix
حورى دریایى، هیچ، هیچکس، راى مخالف دادن، وتو کردن، منع کردن، اصلاً، به هیچ وجه، نه خیر no way
noway
به هیچ طریق، به هیچ وجه
remotely
دور، دوردست، بعید، پرت، دور دست، جزیى، کم، متحرک remote