فرهنگ آریان‌پور

توافق‌ کردن

#۶۲٬۲۹۲

معنی‌های انگلیسی
۱

nod

تکان دادن سر بعلامت توافق، سرتکان دادن، با سر اشاره کردن، تکان سر

۲

agree

خوشنود کردن، ممنون کردن، پسند آمدن، آشتى دادن، مطابقت کردن، ترتیب دادن، درست کردن، خشم (کسى را) فرو نشاندن، جلوس کردن، نائل شدن، موافقت کردن، موافق بودن، متفق بودن، همراى بودن، سازش کردن

۳

accede

دست یافتن، رسیدن، راه یافتن، نائل شدن، نزدیک شدن، موافقت کردن، رضایت دادن، تن دردادن

۴

accept

پذیرفتن، قبول شدن، پسندیدن، قبول کردن

۵

arrange

آراستن، چیدن، قرار گذاشتن، مرتب کردن، ترتیب دادن، سازمند کردن

۶

conclude

به پایان رساندن، نتیجه گرفتن، استنتاج کردن، منعقد کردن

۷

subscribe

تصویب کردن، تصدیق کردن، صحه گذاردن، آبونه شدن، متعهد شدن، تقبل کردن

۸

compromise

تراضى، مصالحه، توافق، مصالحه کردن، تسویه کردن