فرهنگ آریان‌پور

توافق داشتن

#۶۲٬۲۸۵

معنی‌های انگلیسی
۱

adhere

(adequancy =) ـ چسبیدن، پیوستن، وفادار ماندن، هواخواه بودن، طرفدار بودن، وفا کردن، توافق داشتن، متفق بودن، جور بودن، (گیاه شناسى) به هم چسبیده بودن

۲

adequateness

(adequancy =) ـ چسبیدن، پیوستن، وفادار ماندن، هواخواه بودن، طرفدار بودن، وفا کردن، توافق داشتن، متفق بودن، جور بودن، (گیاه شناسى) به هم چسبیده بودن

۳

dig

(past: dug ; past participle: dug) ـ حفر، کاوش، حفارى، کنایه، کندن، (مجازى) کاوش کردن، فرو کردن

۴

chime

(موسیقى) سنج، ترتیب زنگ هاى موسیقى، ساز یا موسیقى زنگى، صداى سنج ایجاد کردن، ناقوس را به صدا درآوردن

۵

coincide

همزمان بودن، با هم رویدادن، منطبق شدن، در یک زمان اتفاق افتادن