فرهنگ آریان‌پور

توازن

#۶۲٬۲۵۷

معنی‌های انگلیسی
۱

poise

توازن، وضع، وقار، ثبات، نگاهدارى، آونگ یا وزنه ساعت، وزنه متحرک، بحالت موازنه درآوردن، ثابت واداشتن

۲

parity

برابرى، تساوى، زوج بودن، تعادل، جفتى، توازن، زوجیت

۳

balance

ترازو، میزان، تراز، موازنه، تتمه حساب، برابر کردن، موازنه کردن، توازن، تعادل، مانده، متعادل کردن

۴

harmony

هارمونى، تطبیق، توازن، هم آهنگى، همسازى

۵

equipoise

تعادل، توازن، برابرى دروزن، متعادل ساختن، به حالت تعادل درآوردن، متوازن کردن

۶

aplomb

حالت عمودى، (مجازى) اطمینان به خود، اعتماد به نفس

۷

equation

معادله، برابرى

۸

assonance

شباهت صدا، هم صدایى، قافیه ى وزنى یا صدایى

۹

counterpoise

وزنه متقابل، نیروى متعادل کننده، نیروى مقاوم، حالت تعادل، وزن کردن، سنجیدن