فرهنگ آریانپور
توازن
#۶۲٬۲۵۷
poise
توازن، وضع، وقار، ثبات، نگاهدارى، آونگ یا وزنه ساعت، وزنه متحرک، بحالت موازنه درآوردن، ثابت واداشتن
parity
برابرى، تساوى، زوج بودن، تعادل، جفتى، توازن، زوجیت
balance
ترازو، میزان، تراز، موازنه، تتمه حساب، برابر کردن، موازنه کردن، توازن، تعادل، مانده، متعادل کردن
harmony
هارمونى، تطبیق، توازن، هم آهنگى، همسازى
equipoise
تعادل، توازن، برابرى دروزن، متعادل ساختن، به حالت تعادل درآوردن، متوازن کردن
aplomb
حالت عمودى، (مجازى) اطمینان به خود، اعتماد به نفس
equation
معادله، برابرى
assonance
شباهت صدا، هم صدایى، قافیه ى وزنى یا صدایى
counterpoise
وزنه متقابل، نیروى متعادل کننده، نیروى مقاوم، حالت تعادل، وزن کردن، سنجیدن