فرهنگ آریان‌پور

تهییج کردن

#۶۲٬۱۷۶

معنی‌های انگلیسی
۱

whet

تیز کردن، برانگیختن، تهییج کردن، صاف کن، آبچرا، عمل تیز کردن به وسیله مالش

۲

ferment

ترش شدن، مخمرشدن، ور آمدن، (مجازى) برانگیزاندن، تهییج کردن، ماده تخمیر، مایه، جوش، خروش، اضطراب

۳

incense

بخور دادن به، سوزاندن، بخور خوشبو، تحریک کردن، تهییج کردن، خشمگین کردن

۴

motivate

انگیختن، تحریک کردن، تهییج کردن، داراى انگیزه شده

۵

stimulate

تحریک کردن، تهییج کردن، انگیختن

۶

buck up

شجاع شدن، پیشرفت کردن، روحیه کسى را درک کردن، تهییج کردن