واژههای فارسی←تهیه کردن فیلم و تلویزیونفرهنگ آریانپورتهیه کردن فیلم و تلویزیون#۶۲٬۱۴۷شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱produceتولید کردن، عمل آوردن، فرآوردن، محصول، ارائه دادن، زائیدنواژههای نزدیک در الفباتهی مغزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهی مندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهی نشدنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهیدستمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهیدستیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهیدستی - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر