فرهنگ آریان‌پور

تهیه‌ کردن

#۶۲٬۱۲۸

معنی‌های انگلیسی
۱

provide

تهیه کردن، مقرر داشتن، تدارک دیدن، آماده کردن، تهیه دیدن، وسیله فراهم کردن، میسر ساختن، تامین کردن توشه دادن

۲

purvey

تهیه، تدارک، تهیه آذوقه، تهیه سورسات، تهیه کردن، سورسات تهیه کردن

۳

supply

فرآورده، تهیه کردن، رساندن، دادن به، عرضه داشتن، تدارک دیدن، تولید کردن، موجودى، لزوم، آذوقه، منبع، تامین کردن

۴

furnish

مبله کردن، داراى اثاثه کردن، مجهز کردن، مزین کردن، تهیه کردن

۵

stock

ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن

۶

arrange

آراستن، چیدن، قرار گذاشتن، مرتب کردن، ترتیب دادن، سازمند کردن

۷

compile

همگرادنى کردن، گرد آوردن، تالیف کردن

۸

provision

تهیه، قید، توشه، تدارک، شرط، بند، ماده، قوانین، سورسات رساندن، مقرر داشتن، شرط کردن

۹

accommodate

همساز، همساز کردن، جا دادن، منزل دادن، وفق دادن با، تطبیق نمودن، تصفیه کردن، اصلاح کردن، آماده کردن (براى)، پول وام دادن (به کسى)