واژههای فارسی←تهیه دیدن - قبلا -فرهنگ آریانپورتهیه دیدن - قبلا -#۶۲٬۱۱۱شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱foresee(past: foresaw ; past participle: foreseen) ـ قبلا تهیه دیدن، پیش بینى کردن، از پیش دانستنواژههای نزدیک در الفباتهی مغزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهی مندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهی نشدنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهیدستمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهیدستیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهیدستی - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر