واژههای فارسی←تهینگیفرهنگ آریانپورتهینگی#۶۲٬۰۹۹شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱dischargeتخلیه، خالى کردن، در کردن (گلوله)، مرخص کردن، اداء کردن، ترشح کردن، انفصال، ترشح، بدهواژههای نزدیک در الفباتهی مغزیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهی مندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهی نشدنیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهیدستمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهیدستیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتهیدستی - بامشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر