فرهنگ آریان‌پور

تهی کردن

#۶۲٬۰۸۳

معنی‌های انگلیسی
۱

deplete

تهى کردن، خالى کردن، به ته رسانیدن

۲

evacuate

تهى کردن، خالى کردن، تخلیه مزاج کردن، ترک کردن، محروم کردن

۳

purge

پاکسازى کردن، پاک کردن، تهى کردن، خالى کردن، زدودن، تنقیه کردن، تطهیر کردن، تبرئه کردن، تطهیر، پالایش، سرشاخه زنى، مسهل، کارکن، تصفیه حزب یا دولت از عناصر نادلخواه

۴

strip

برهنه کردن، محروم کردن از، لخت کردن، چاک دادن، تهى کردن، باریکه، نوار

۵

vacate

تعطیل کردن، خالى کردن، تهى کردن، تخلیه کردن

۶

exhaust

اگزوس، خروج (بخار)، در رو، مفر، تهى کردن، نیروى چیزى را گرفتن، خسته کردن، از پاى در آوردن، تمام کردن، با دقت بحث کردن

۷

eviscerate

روده یا چشم و غیره را در آوردن، شکم دریدن، (مجازى) تهى کردن، خالى کردن، نیروى چیزى را گرفتن