فرهنگ آریان‌پور

تهی‌ کردن

#۶۲٬۰۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

deplete

تهى کردن، خالى کردن، به ته رسانیدن

۲

evacuate

تهى کردن، خالى کردن، تخلیه مزاج کردن، ترک کردن، محروم کردن

۳

vacate

تعطیل کردن، خالى کردن، تهى کردن، تخلیه کردن

۴

teem

پر بودن، فراوان بودن، بارور بودن، زائیدن

۵

void

باطل، عارى، بى اعتبار، باطل کردن، تهى، خالى، بلاتصدى، عارى از، پوچ، بى اثر کردن، پوچ کردن، از درجه اعتبار ساقط کردن، بیرون ریختن، خارج شدن، دفع شدن، باطل شدن

۶

drain

زهکش، آبگذر، زهکش فاضل آب، آب کشیدن از، زهکشى کردن، زیر آب زدن، زیر آب

۷

empty

تهى، خالى، پوچ، خالى کردن، تهى شدن

۸

unload

خالى کردن، تخلیه کردن، بار خالى کردن