فرهنگ آریان‌پور

تهی

#۶۲٬۰۶۲

معنی‌های انگلیسی
۱

empty

تهى، خالى، پوچ، خالى کردن، تهى شدن

۲

inane

تهى، بى مغز، پوچ، چرند، فضاى نامحدود، احمق

۳

devoid

تهى، عارى، خالى از (معمولاً با of)

۴

vacuous

تهى، خالى، بى مفهوم، پوچ، کم عقل، بى معنى

۵

destitute of

تهى

۶

null

پوچ، تهى، ملغى، باطل، بلااثر، صفر

۷

leer

جنبه، قیافه، رنگ قیافه، منظر، نگاه کج، نگاه چپ، نگاه دزدکى، از گوشه چشم نگاه کردن، نگاه کج کردن، خالى، تهى، مجوف

۸

toom

خالى، تهى، فاقد، لاغر، دراز، کم هوش آهنگ، صدا، دانگ

۹

basic

اساسى، اصلى، تهى، بنیانى، پایه اى

۱۰

barren

نازا، عقیم، لم یزرع، بى ثمر، بى حاصل، تهى، سترون

۱۱

jejune

بیهوده، نارس، تهى، خشک، بى مزه، بى لطافت

۱۲

hollow

پوک، میان تهى، گود افتاده، گود شده، تهى، پوچ، بى حقیقت، غیر صمیمى، کاواک، خالى کردن

۱۳

forspent

فرسوده، خالى، تهى

۱۴

indigent

تهیدست، تهى، خالى، تنگدست

۱۵

blank

فاصله یاجاى سفید و خالى، جاى ننوشته، سفیدى، ورقه سفید، ورقه پوچ، فاصله، نانوشته، سفید

۱۶

spent

(past: spent ; past participle: spent) ـ صرف کردن، پرداخت کردن، خرج کردن، تحلیل رفتن قوا، تمام شدن، صرف شدن

۱۷

vacant

خالى، اشغال نشده، بى متصدى، بلاتصدى، بیکار