فرهنگ آریانپور
تهمت زدن
#۶۲٬۰۰۹
mudslinger
تهمت زدن
task
تکلیف، وظیفه، کار، امر مهم، زیاد خسته کردن، به کارى گماشتن، تهمت زدن، تحمیل کردن
accuse
متهم کردن، تهمت زدن
scandal
رسوایى، افتضاح، ننگ، تهمت، تهمت زدن
slander
سعایت، تهمت یا افترا، تهمت زدن
trump up
نسبت ناروا دادن، دروغ بافتن، تهمت زدن
tax
مالیات، باج، خراج، تحمیل، تقاضاى سنگین، ملامت، تهمت، سخت گیرى، مالیات بستن، مالیات گرفتن از، متهم کردن، فشار آوردن بر
smear
لکه، آغشتن، آلودن، لکه دار کردن
libel
افترا، تهمت، توهین، هجو، افترا زدن
befoul
چرکین کردن، کثیف کردن، آلوده کردن
asperse
بد نام کردن، لکه دار کردن، هتک شرف کردن، اهانت وارد آوردن، آب پاشیدن به
traduce
افترا زدن به، بهتان زدن به، بدنام کردن، رسوا کردن، لکه دار کردن، تعریف کردن
bespatter
سر تا پا کثیف کردن، (با ترشح) به اطراف پاشیدن
calumniate
افترا زدن، بهتان زدن به، بدنام کردن