فرهنگ آریانپور
تهدید کردن
#۶۱٬۹۷۷
threaten
تهدید کردن ترساندن، خبردادن از
menace
تهدید، چیزى که تهدید کننده است، مخاطره، تهدید کردن، ارعاب کردن، چشم زهره رفتن
threat
تهدید، تهدید کردن، ترساندن
bullyrag
ترساندن، تهدید کردن، دست انداختن
overhang
(past: overhung ; past participle: overhung) ـ معلق بودن، آویزان بودن ؛ تهدید کردن ؛ بیرون جستن از، مشرف بودن برآمدگى، تاق نما
thunder
تندر، آسمان غرش، رعد، رعد زدن، آسمان غرش کردن، با صداى رعد آسا ادا کردن