واژههای فارسی←ته و توی چیزی را دراوردنفرهنگ آریانپورته و توی چیزی را دراوردن#۶۱٬۹۵۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱noseبینى، عضو بویایى، نوک بر آمده هر چیزى، دماغه، بو کشیدن، بینى مالیدن به، مواجه شدن باواژههای نزدیک در الفباته اب - در -مشاهده معنی و ترجمه انگلیسیته بخاریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیته بدنه چاقو و شمشیر و اچارمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیته بدونمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیته بلیطمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیته بندیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر