فرهنگ آریان‌پور

ته نشینی

#۶۱٬۹۵۰

معنی‌های انگلیسی
۱

sink

(past: sank, sunk ; past participle: sunk) ـ چاهک، فرو رفتن، فروبردن، دست شویى آشپزخانه، وان دستشویى، رسوخ، ته نشینى، حفره یا گودال، نزول کردن، غرق شدن، ته رفتن، نشست کردن، گود افتادن

۲

alluvial

آبرفتى، رسوبى، ته نشینى، مربوط به رسوب و ته نشین

۳

settlement

واریز، تصفیه، تسویه، پرداخت، توافق، ته نشینى، مسکن، کلنى، زیست گاه

۴

illuviation

رسوب، ته نشینى، آبرفت

۵

precipitation

شتاب، دستپاچگى، تسریع، بارش، ته نشینى

۶

sedimentation

رسوب سازى، لاى گیرى، ته نشینى، درزگیرى، لایه گذارى

۷

deposition

گواهى، نوشته، ورقه استشهاد، خلع، عزل