فرهنگ آریانپور
ته نشین
#۶۱٬۹۴۱
alluvia
ته نشین، رسوب، آبرفت
deposit
ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست
alluvium
ته نشین، رسوب، آبرفت
sediment
ته نشین، ته نشست، لاى، رسوب، درده، رسوب کردن
alluviums
ته نشین، رسوب، آبرفت
dreg
رسوب، درده، ته نشین، آشغال، پس مانده، مدفوع
fecal
درده اى، ته نشین، مدفوعى
tartar
زبان تاتارى، تاتار، ته نشین، رسوب، باره دندان، درده
settle
واریز، تسویه، جا دادن، ماندن، مقیم کردن، ساکن کردن، واریز کردن، تصفیه کردن، معین کردن، ته نشین شدن، تصفیه حساب کردن، نشست کردن
residue
پس مانده، تفاله مانده، قسمت باقى مانده، فاضل، زیادتى، ته نشین، مانده، باقیمانده، پس ماند، آزاد
residual
رسوبى، وابسته به رسوب یا باقیمانده، پس مانده، ته نشین، باقیمانده
lees
سمت پناه دار، آن سوى کشتى که از باد در پناه است، بادپناه، حمایت lee