فرهنگ آریان‌پور

ته نشین

#۶۱٬۹۴۱

معنی‌های انگلیسی
۱

alluvia

ته نشین، رسوب، آبرفت

۲

deposit

ته نشین کردن، گذاشتن، کنار گذاشتن، ذخیره سپردن، به حساب بانک گذاشتن، سپردن پول، بیعانه، گرو، ته نشین، سپرده، ته نشست

۳

alluvium

ته نشین، رسوب، آبرفت

۴

sediment

ته نشین، ته نشست، لاى، رسوب، درده، رسوب کردن

۵

alluviums

ته نشین، رسوب، آبرفت

۶

dreg

رسوب، درده، ته نشین، آشغال، پس مانده، مدفوع

۷

fecal

درده اى، ته نشین، مدفوعى

۸

tartar

زبان تاتارى، تاتار، ته نشین، رسوب، باره دندان، درده

۹

settle

واریز، تسویه، جا دادن، ماندن، مقیم کردن، ساکن کردن، واریز کردن، تصفیه کردن، معین کردن، ته نشین شدن، تصفیه حساب کردن، نشست کردن

۱۰

residue

پس مانده، تفاله مانده، قسمت باقى مانده، فاضل، زیادتى، ته نشین، مانده، باقیمانده، پس ماند، آزاد

۱۱

residual

رسوبى، وابسته به رسوب یا باقیمانده، پس مانده، ته نشین، باقیمانده

۱۲

lees

سمت پناه دار، آن سوى کشتى که از باد در پناه است، بادپناه، حمایت lee