فرهنگ آریانپور
ته مانده
#۶۱٬۹۲۶
silt
لاى، لجن، گل، کف، درده، ته مانده، لجن گرفتن، لیمون fag end
scrap
قراضه، اوراق، دور انداختن، تکه، پاره، عکس یا قسمتى از کتاب یا روزنامه که بریده شده، ته مانده، ماشین آلات اوراق، آشغال، جنگ، نزاع، اوراق کردن
leavings
پس مانده، باقیمانده، ته مانده
riffraff
آشغال، ته مانده، زیادى، توده، انبوه
loose end
انتهاى تار یا نخ، سر آزاد نخ، چیز استفاده نشده، بیکار افتاده، عاطل، انت هاى شل هر چیزى، باقیمانده، ته مانده
remnant
باقى مانده، بقیه، اثر، بقایا (در جمع)، آثار
oddment
چیزهاى متفرقه، تکه و پاره، چیز باقیمانده
leftover
پس مانده، باقیمانده، پس مانده غذا، بقایا
residuary
وارث طبقه دوم، موصى له، باقى مانده، رسوبى
odds and ends
خرت و پرت، تکه و پاره، چیز، باقیمانده