فرهنگ آریان‌پور

ته مانده

#۶۱٬۹۲۶

معنی‌های انگلیسی
۱

silt

لاى، لجن، گل، کف، درده، ته مانده، لجن گرفتن، لیمون fag end

۲

scrap

قراضه، اوراق، دور انداختن، تکه، پاره، عکس یا قسمتى از کتاب یا روزنامه که بریده شده، ته مانده، ماشین آلات اوراق، آشغال، جنگ، نزاع، اوراق کردن

۳

leavings

پس مانده، باقیمانده، ته مانده

۴

riffraff

آشغال، ته مانده، زیادى، توده، انبوه

۵

loose end

انتهاى تار یا نخ، سر آزاد نخ، چیز استفاده نشده، بیکار افتاده، عاطل، انت هاى شل هر چیزى، باقیمانده، ته مانده

۶

remnant

باقى مانده، بقیه، اثر، بقایا (در جمع)، آثار

۷

oddment

چیزهاى متفرقه، تکه و پاره، چیز باقیمانده

۸

leftover

پس مانده، باقیمانده، پس مانده غذا، بقایا

۹

residuary

وارث طبقه دوم، موصى له، باقى مانده، رسوبى

۱۰

odds and ends

خرت و پرت، تکه و پاره، چیز، باقیمانده