فرهنگ آریان‌پور

ته تفنگ

#۶۱٬۸۵۸

معنی‌های انگلیسی
۱

breech

ته دار کردن، ته تفنگ، ته توپ، (در گویش) کفل

۲

stock

ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن