فرهنگ آریان‌پور

تنیده

#۶۱٬۸۲۲

معنی‌های انگلیسی
۱

mesh

سوراخ تور پشه بند، سوراخ، چشمه، شبکه، تنیده، بافته به دام انداختن، گیر انداختن، شبکه ساختن، تور ساختن، جور شدن، درهم گیر افتادن (مثل دنده هاى ماشین)، تور مانند یا مشبک کردن

۲

tense

(عصب یا طناب) کشیده، عصبى و هیجان زده، زمان فعل، تصریف زمان فعل، سفت، سخت، ناراحت، وخیم، وخیم شدن، تشدید یافتن

۳

tissue

بافته، بافت، نسج، رشته، پارچه ى بافته

۴

electric

الکتریکى، برقى، کهربایى، برق دهنده