فرهنگ آریان‌پور

تنیدن

#۶۱٬۸۲۰

معنی‌های انگلیسی
۱

web

تار عنکبوت، بافت یا نسج، تار، منسوج، بافته، تنیدن

۲

spin

(past: spun, span ; past participle: spun) ـ فرفره، چرخش (به دور خود)، (دور خود) چرخیدن، ریسیدن، رشتن، تنیدن، به درازا کشاندن، چرخاندن

۳

weft

تار عنکوبت، چیز بافته، نمد بافته، تنیدن

۴

bud

جوانه، غنچه، شکوفه، تکمه، شکوفه کردن، جوانه زدن

۵

weave

(past: wove, weaved ; past participle: woven, weaved) ـ بافتن، درست کردن، ساختن، بافت، با فندگى weave حشره‌