فرهنگ آریانپور
تنیدن
#۶۱٬۸۲۰
web
تار عنکبوت، بافت یا نسج، تار، منسوج، بافته، تنیدن
spin
(past: spun, span ; past participle: spun) ـ فرفره، چرخش (به دور خود)، (دور خود) چرخیدن، ریسیدن، رشتن، تنیدن، به درازا کشاندن، چرخاندن
weft
تار عنکوبت، چیز بافته، نمد بافته، تنیدن
bud
جوانه، غنچه، شکوفه، تکمه، شکوفه کردن، جوانه زدن
weave
(past: wove, weaved ; past participle: woven, weaved) ـ بافتن، درست کردن، ساختن، بافت، با فندگى weave حشره