واژههای فارسی←تنها گذاردنفرهنگ آریانپورتنها گذاردن#۶۱٬۷۷۶شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱isolateمجزا کردن، سوا کردن، در قرنطینه نگاه داشتن، تنها گذاردن، منفرد کردن، عایق دار کردنواژههای نزدیک در الفباتنبیه کردن بسختیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه معین کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه ناپذیریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه نشدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیهیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر