فرهنگ آریان‌پور

تنها

#۶۱٬۷۶۷

معنی‌های انگلیسی
۱

lone

تنها، تک، دلتنگ، مجرد، بیوه، یکه، مجزا و منفرد

۲

alone

تنها، یکتا، فقط، صرفاً، محضا

۳

solus

تنها

۴

lonely

تنها، بى کس، غریب، بى یار، متروک، بیغوله

۵

siolus

تنها، به تنهایى

۶

solitary

تنها، مجرد، گوشه نشین، منزوى، پرت

۷

just

(joust =) ـ عادل، دادگر، منصف، با انصاف، بى طرف، منصفانه، مقتضى، بجا، مستحق (در گویش) فقط، درست، تنها، عیناً، الساعه، اندکى پیش، درهمان دم

۸

mere

دریا، آب راکد، مرداب، محض، خالى، تنها، انحصارى، فقط

۹

only

فقط، تنها، محض، بس، بیگانه، عمده، صرفاً، منحصراً، یگانه، فقط بخاطر

۱۰

sole

کف پا، تخت کفش، تخت، زیر، قسمت ته هر چیز، شالوده، تنها، یگانه، منحصربفرد، (بکفش) تخت زدن

۱۱

single

واحد، منفرد، تک، فرد، تنها، یک نفرى، مجرد، (معمولاً با out) جدا کردن، برگزیدن، انتخاب کردن، انفرادى

۱۲

singly

یک یک، یکان یکان، جدا جدا، فردا فرد، به تنهایى، تنها، انفرادا

۱۳

recluse

دور افتاده، تنها، منزوى، گوشه نشین

۱۴

isolated

مجزا کردن، سوا کردن، در قرنطینه نگاه داشتن، تنها گذاردن، منفرد کردن، عایق دار کردن

۱۵

unaccompanied

بدون همراه، تنها، بدون مصاحب، بدون ملتزمین رکاب

۱۶

apart

جدا، کنار، سوا، مجزا، غیر همفکر

۱۷

exclusive

منحصراً، انحصارا، چنانکه از دخول دیگران جلوگیرى کند