تنه
#۶۱٬۷۳۱
trunk
تنه، بدنه، کنده درخت، خرطوم بینى انسان، چمدان بزرگ، صندوق، بدنه ستون، شاه سیم
carafe
تنه
jostle
تنه، هل، تکان، تنه زدن
body
جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن
bulk
جسم، جثه، لش، تنه، جسامت، حجم، اندازه، به صورت توده جمع کردن، انباشتن، توده، اکثریت
push
چیزى را زور دادن، با زور جلو بردن، هل دادن، شاخ زدن، یورش بردن، زور، فشار به جلو، هل، تنه، نشاندن، فشار دادن
stem
ستاک، ساقه، تنه، میله، گردنه، دنباله، دسته، ریشه، اصل، دودمان، ریشه لغت قطع کردن، ساقه دار کردن، بند آوردن
frame
قاب، چارچوب، قاب کردن، قاب گرفتن، چارچوب گرفتن، طرح کردن، تنظیم کردن، بیان کردن، فرمول، قاعده، منطق، اسکلت، ساختمان، چهارچوب، تنه، بدن، پاپوش درست کردن
shove
هل، پرتاب، تنه، هل دادن، تنه زدن، با زور پیش بردن، پرتاب کردن، کشیدن (شمشیر)، پرتاب شدن
stock
ذخیره، حاضر، موجود، دم دست، درانبار، آماده، موجودى کالا، کنده، تنه، ته ساقه، قنداق تفنگ، پایه، دسته ریشه، نیا، سرمایه، مواشى، پیوندگیر، موجودى، مایه، سهام، به موجودى افزودن انبار کردن، ذخیره کردن
corpus
مجموعه اى از نوشتجات، (م.ل.) تن، جسم، تنه
form
ورقه، صورت، دیس، شکل، تشکیل دادن، ریخت، ترکیب، تصویر، وجه، روش، طریقه، برگه، فرم، ساختن، به شکل درآوردن، قالب کردن، پروردن، شکل گرفتن، سرشتن، فراگرفتن
torso
پیچ یا تاب خوردن، تاب گشت، خاصیت تاب گشت