واژههای فارسی←تنمندگریفرهنگ آریانپورتنمندگری#۶۱٬۷۲۵شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱representationنمایش، نمایندگى، تمثال، نماینده، ارائهواژههای نزدیک در الفباتنبیه کردن بسختیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه معین کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه ناپذیریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه نشدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیهیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر