فرهنگ آریانپور
تنگدستی
#۶۱٬۶۷۵
poverty
تنگدستى، فقر، فلاکت، تهیدستى، کمیابى، بینوایى
indigence
تنگدستى، ندارى، تهیدستى، بى چیزى، فقر
penury
احتیاج، فقر، تنگدستى، نیازمندى زیاد، خست
distress
پریشانى، اندوه، محنت، تنگدستى، درد، مضطرب کردن، محنت زده کردن
need
نیاز، لزوم، احتیاج، نیازمندى، در احتیاج داشتن، نیازمند بودن، نیاز داشتن neediness
squeeze
فشردن، له کردن، چلاندن، فشار دادن، آب میوه گرفتن، به زور جا دادن، زور آوردن، فشار، فشرده، چپاندن
hardship
سختى، محنت، مشقت
necessity
بایستگى، ضرورت، نیاز، نیازمندى، لزوم، احتیاج
insolvency
(insolvence =) ـ درماندگى، اعسار، عجز از پرداخت دیون
embarrassment
خجالت