فرهنگ آریان‌پور

تنقید کردن

#۶۱٬۵۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

trash

آشغال، مهمل، خاکروبه، زوائد گیاهان، به صورت آشغال در آوردن

۲

criticize

نقد ادبى کردن، انتقاد کردن، نکوهش کردن