فرهنگ آریان‌پور

تنفس کردن

#۶۱٬۵۶۴

معنی‌های انگلیسی
۱

inhale

تنفس کردن، تو کشیدن، در ریه فروبردن، استنشاق کردن، بداخل کشیدن، استشمام کردن

۲

recess

عقب نشینى، پس زنى، پس رفت کردن، بازگشت، فترت، دوره فترت، تعطیل موقتى، تنفس، گوشه، کنار، پستى، تورفتگى، موقتا تعطیل کردن، طاقچه ساختن، مرخصى گرفتن، تنفس کردن

۳

respire

دم زدن، نفس کشیدن، تنفس کردن، امید تازه پیدا کردن، بو کردن، به هوش آمدن

۴

inbreathe

دمیدن، (مجازى) ملهم کردن، در کشیدن، استنشاق کردن، فرو بردن، تنفس کردن