فرهنگ آریان‌پور

تنفس

#۶۱٬۵۴۳

معنی‌های انگلیسی
۱

respiration

تنفس، دم زنى

۲

intermission

تنفس، زنگ تنفس، فاصله میان دو پرده نمایش، باد خور، غیر دائم، نوبه اى، تنفس دار

۳

intake

مدخل آبگیرى (در لوله)، مقدار آب یا گازى که با لوله گرفته و جذب مى شود، جاى آبگیرى، نیروى به کار رفته (در ماشین)، نیروى جذب شده، مک، مکیدن، تنفس، فریب، حقه، مقدار جذب چیزى به درون، فرا گرفتگى

۴

recess

عقب نشینى، پس زنى، پس رفت کردن، بازگشت، فترت، دوره فترت، تعطیل موقتى، تنفس، گوشه، کنار، پستى، تورفتگى، موقتا تعطیل کردن، طاقچه ساختن، مرخصى گرفتن، تنفس کردن

۵

entracte

میان پرده، تنفس، فاصله میان دو پرده، رقص یا ساز میان دو پرده

۶

aspiration

دم زنى، تنفس، استنشاق، آه، آرزو، عروج، تلفظ حرف H از حلق، شهیق

۷

rest

آسایش، استراحت، محل استراحت، آسودن، استراحت کردن، آرمیدن، تجدید قوا، کردن، تکیه دادن، متکى بودن به، الباقى، نتیجه، بقایا، سایرین، دیگران، باقیمانده

۸

breath

دم، نفس، نسیم، (مجازى) نیرو، جان، رایحه

۹

breather

فرصت، استراحت، مکث

۱۰

breathing

دم زدن، نفس کشیدن، استنشاق کردن