فرهنگ آریان‌پور

تنظیم و میزان کردن - اسباب -

#۶۱٬۵۱۵

معنی‌های انگلیسی
۱

pilot

رهبر، لیدر، خلبان هواپیما، راننده کشتى، اسباب تنظیم و میزان کردن چیزى، پیلوت، چراغ راهنما، رهبرى کردن، خلبانى کردن، راندن، آزمایشى