واژههای فارسی←تنظیم حمل و نقل - مامور -فرهنگ آریانپورتنظیم حمل و نقل - مامور -#۶۱٬۴۷۴شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱harbor masterرئیس بندر، مامور تنظیم حمل و نقل و امور بندرگاهواژههای نزدیک در الفباتنبیه کردن بسختیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه معین کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه ناپذیریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه نشدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیهیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر