فرهنگ آریانپور
تنظیم
#۶۱٬۴۵۹
regulation
تنظیم، آئین نامه، مقرره، تعدیل، قاعده، دستور، قانون
alignment
(alinement =) ـ هم ترازى، صف بندى، تنظیم
adjustment
سازگارى، تعدیل، تنظیم، تطبیق، (حقوق) تسویه، اصلاح، (مکانیک) میزان، آلت تعدیل، اسباب تنظیم
conduction
انتقال، بردن جریان، هدایت، تنظیم، رهبرى، رسانایى
set out
عازم شدن، تنظیم، شروع به کار کردن، محدود کردن
modulation
تلفیق، سوار سازى، زیر و بم، نوسان صدا، نوسان، فرکانس modulation realignment
formulation
قاعده سازى، دستور سازى، تبدیل به قاعده رمزى
systematization
رده بندى کردن، اسلوبى کردن، همست کارى tuneup