فرهنگ آریان‌پور

تنظیم

#۶۱٬۴۵۹

معنی‌های انگلیسی
۱

regulation

تنظیم، آئین نامه، مقرره، تعدیل، قاعده، دستور، قانون

۲

alignment

(alinement =) ـ هم ترازى، صف بندى، تنظیم

۳

adjustment

سازگارى، تعدیل، تنظیم، تطبیق، (حقوق) تسویه، اصلاح، (مکانیک) میزان، آلت تعدیل، اسباب تنظیم

۴

conduction

انتقال، بردن جریان، هدایت، تنظیم، رهبرى، رسانایى

۵

set out

عازم شدن، تنظیم، شروع به کار کردن، محدود کردن

۶

modulation

تلفیق، سوار سازى، زیر و بم، نوسان صدا، نوسان، فرکانس modulation realignment

۷

formulation

قاعده سازى، دستور سازى، تبدیل به قاعده رمزى

۸

systematization

رده بندى کردن، اسلوبى کردن، همست کارى tuneup