فرهنگ آریان‌پور

تنزل کردن

#۶۱٬۴۳۰

معنی‌های انگلیسی
۱

degrade

تنزل کردن، تنزل دادن، پست کردن، خفت دادن، تنزل رتبه دادن، منحط کردن

۲

fall

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن

۳

decay

پوسیدگى، فساد، زوال، خرابى، تنزل، پوسیدن، فاسد شدن، تنزل کردن، منحط شدن، تباهى، محو شدن، تباه شدن

۴

decline

کاهش، شیب پیدا کردن، رد کردن، نپذیرفتن، صرف کردن (اسم یاضمیر)، زوال، انحطاط، خم شدن، مایل شدن، رو بزوال گذاردن، تنزل کردن، کاستن