فرهنگ آریان‌پور

تنزل

#۶۱٬۴۰۴

معنی‌های انگلیسی
۱

fall

(past: fell ; past participle: fallen) ـ خزان، پائیز، سقوط، هبوط، نزول، زوال، آبشار، افتادن، ویران شدن، فرو ریختن، پایین آمدن، تنزل کردن

۲

abate

فروکش کردن، کاستن، تخفیف دادن، رفع نمودن، کم شدن، آب گرفتن از (فلز)، خیساندن (چرم)، (حقوق) غصب یا تصرف عدوانى، به زور تصرف کردن، کاهش، تنزل، فرونشستن

۳

decay

پوسیدگى، فساد، زوال، خرابى، تنزل، پوسیدن، فاسد شدن، تنزل کردن، منحط شدن، تباهى، محو شدن، تباه شدن

۴

comedown

نزول کردن، پایین رفتن، تنزل رتبه و مقام

۵

decadence

زوال، تنزل، انحطاط، فساد، آغاز ویرانى

۶

depression

تو رفتگى، گود شدگى، فرودافت، کسادى، تنزل، افسردگى، پریشانى

۷

degradation

پستى، خفت، تنزل رتبه، تنزل

۸

depreciation

کاهش بها، تنزل، استهلاک، ناچیز شمارى

۹

set back

مانع، شکست، تنزل، معکوس، پس زدن، عقب کشیدن

۱۰

sag

خم شدن، فرو نشستن، از وسط خم شدن، آویزان شدن، صعیف شدن، شکم دادن

۱۱

degeneracy

فساد، انحطاط

۱۲

degeneration

فساد، انحطاط، تباهى