تندی
#۶۱٬۳۶۸
acrimony
تندى، شدت، رنجش
fastness
تندى، سرعت، محکمى، استوارى، سفتى
heat
گرما، گرمى، حرارت، تندى، خشم، عصبانیت، اشتیاق، وهله، نوبت، تحریک جنسى زنان، طلب شدن جانور، فحلیت، گرم کردن، برانگیختن، بهیجان آمدن، گرم شدن heat hotness quickness
speed
(past: sped, speeded ; past participle: sped, speeded) ـ سرعت، تندى، عجله، شتاب، کامیابى، میزان شتاب، درجه تندى، وضع، حالت، شانس خوب داشتن، کامیاب بودن، با سرعت راندن، سریع کار کردن، تسریع کردن
acrasy
(پزشکى) بى اعتدالى در مصرف مشروبات الکلى و غیره، شدت، تندى
celerity
سرعت، تندى، فرزى، چابکى
rapidity
سرعت، تندى
acerbity
ترشى، دبشى، درشتى، تندى
acceleration
شتاب، افزایش سرعت، تسریع، تندى، سرعت، تعجیل
haste
عجله، شتاب، سرعت، عجله کردن
vitriol
(vitriolic =) ـ نمک جوهر گوگرد، زاج، توتیا، سخن تند، جوهر گوگرد (اسیدسولفوریک) زدن به، تند و سوزنده
spiciness
خوشمزگى، تند و تیزى
expedition
تسریع، سفر، اردوکشى، هئیت اعزامى
speediness
(speedy =) ـ سریع السیر، سریع، چابک، سرعت