فرهنگ آریانپور
تندباد
#۶۱٬۲۹۰
hurricane
تندباد، طوفان، گردباد، اجتماع
tempest
توفان، تندباد، تندى، جوش و خروش، هیجان، توفان ایجاد کردن، توفانى شدن
gust
تند باد، باد ناگهانى، انفجار، فوت، خوشى، تفریح، تمایل، مزمزه، چشیدن
wind
(past: wound ; past participle: wound) ـ پیچیدن، کوک کردن، باد خورده کردن، در معرض باد گذاردن، از نفس انداختن، خسته کردن یا شدن، از نفس افتادن، پیچاندن، پیچ دان، کوک کردن (ساعت و غیره)، انحناء، انحنا یافتن، حلقه زدن، چرخاندن، باد، نفخ، نفس
windstorm
توفان، گردباد، باد سریع