فرهنگ آریانپور
تنداب
#۶۱٬۲۸۳
race
مسابقه، گردش، دور، دوران، مسیر، دویدن، مسابقه دادن، بسرعت رفتن، نژاد، نسل، تبار، طایفه، قوم، طبقه
flood
سیل، طوفان، (در شعر) رود، دریا، اشک، غرق کردن، سیل گرفتن، طغیان کردن
flush
تراز، به طور ناگهانى غضبناک شدن، بهیجان آمدن، چهره گلگون کردن (در اثر احساسات و غیره)، سرخ شدن، قرمز کردن، آب را با فشار ریختن، سیفون توالت، آبریز مستراح را باز کردن (براى شستشوى آن)، تراز کردن (گاهى با up) رودخانه یا جریان پر سرعت
deluge
سیل، طوفان، غرق کردن، طوفان ایجاد کردن
torrent
سیل، سیل رود، جریان شدید، سیل وار