فرهنگ آریانپور
تند و تیز
#۶۱٬۲۴۱
nippy
زننده، طعنه آمیز، سوزش دار، تند و تیز، چالاک
spiky
میخ مانند، تیز، تند و تیز، پرگاز، فورانى
ardent
گرم، سوزان، تند و تیز
peppery
فلفل دار، تند، تند و تیز، گرم، با روح
stringent
سخت، دقیق، غیر قابل کشش، کاسد، تند و تیز، سختگیر، خسیس، محکم بسته شده عامیانه farout
astringent
گس، قابض، جمع کننده، سفت، داروى قابض، سخت گیر، دقیق، طاقت فرسا، شاق، تند و تیز
acrid
دبش، گس، تند، سوزاننده، (مجازى) زننده، تند خو
biting
(past: bit ; past participle: bitten) ـ گاز گرفتن، گزیدن، نیش زدن، گاز، گزش، گزندگى، نیش bite
pungent
پر ادویه، تند، زننده، گوشه دار، تیز، نوک تیز، سوزناک درد و غیره
drastic
موثر، قوى، جدى، عنیف، کارى، شدید
poignant
تیز، تند و تلخ، زننده، نیشدار، گوشه دار سبک
exquisite
نفیس، بدیع، عالى، دلپسند، مطبوع، حساس، دقیق، شدید، سخت