فرهنگ آریان‌پور

تند رفتن

#۶۱٬۱۹۴

معنی‌های انگلیسی
۱

flit

تند رفتن، نقل مکان کردن

۲

fleet

ناوگان، عبور سریع، زود گذر، بادپا، بسرعت گذشتن، تند رفتن

۳

run

(past: ran ; past participle: run) ـ راندن، رانش، دایر بودن، اداره کردن، دویدن، پیمودن، پخش شدن، جارى شدن، دوام یافتن، ادامه دادن، نشان دادن، ردیف، سلسله، ترتیب، محوطه، سفر و گردش، رد پا، حدود، مسیر، امتداد

۴

race

مسابقه، گردش، دور، دوران، مسیر، دویدن، مسابقه دادن، بسرعت رفتن، نژاد، نسل، تبار، طایفه، قوم، طبقه

۵

streak

خط، رگ، رگه، ورقه، تمایل، میل، نوار یا رگه نوارى، سپیده دم، بسرعت حرکت کردن، خط خط کردن