فرهنگ آریان‌پور

تند

#۶۱٬۱۴۸

معنی‌های انگلیسی
۱

abrupt

تند، پرتگاه دار، سراشیبى، ناگهان، ناگهانى، بیخبر، درشت، جدا کردن سخن‌ یا نگارش‌

۲

hot

گرم، حاد، تند، تیز، تابان، آتشین، تند مزاج، برانگیخته، بگرمى، داغ، داغ کردن یا شدن hot مجازی‌

۳

acute

تیزرو، تیز، نوک تیز، (پزشکى) حاد، بحرانى، زیرک، تیزنظر، تند، شدید، (موسیقى) تیز، زیر، (سلسله ى اعصاب) حساس، (هندسه) حاد، تیز (زاویه ى حاد، زاویه تند) نسیم‌

۴

presto

(موسیقى) با ضربات تند (بنوازید)، تند مشروب‌

۵

poignant

تیز، تند و تلخ، زننده، نیشدار، گوشه دار عامیانه‌

۶

stiff

سفت، شق، سیخ، مستقیم، چوب شده، مغلق، سفت کردن، شق کردن stiff مزه‌ یا بو

۷

spanking

با دست به کفل زدن، درکونى زدن، با سرعت حرکت کردن موسیقی‌

۸

rattling

تو تو کردن، تلق تلق کردن، وراجى کردن، خر خر کردن، خر خر، تق تق، جغجغه rattle شیب‌