فرهنگ آریانپور
تنجش
#۶۱٬۱۳۶
fit
بیهوشى، غش، تشنج، هیجان، درخور، مناسب، شایسته، تندرست، اندازه بودن (جامه) برازندگى، زیبنده بودن بر، مناسب بودن براى، (مجازى) شایسته بودن، متناسب کردن، سوار یا جفت کردن، (حقوق) صلاحیت دار کردن، تطبیق کردن، قسمتى از شعر یا سرود، بند، در خور، مقتضى، خوراندن
systole
دل ترنجش، مرحله انقباضى یک دوره کار قلب، انقباض قلب، کوتاه سازى هجا
intensity
شدت، (intension) سختى، فزونى، نیرومندى، قوت، کثرت پزشکی
convulsion
شنج، تشنج، پرش، تکان، آشوب