واژههای فارسی←تنتورفرهنگ آریانپورتنتور#۶۱٬۱۳۳شنیدن تلفظکپی و اشتراکمعنیهای انگلیسی۱tinctureتنتور، طعم جزیى، اثر جزیى، رنگ جزیى، ته رنگ، رنگ زدن، آلودنواژههای نزدیک در الفباتنبیه کردن بسختیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه کنندهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه معین کردنمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه ناپذیریمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیه نشدهمشاهده معنی و ترجمه انگلیسیتنبیهیمشاهده معنی و ترجمه انگلیسی← جستوجوی واژه دیگر