فرهنگ آریان‌پور

تنبیه کردن

#۶۱٬۱۲۱

معنی‌های انگلیسی
۱

chastise

تنبیه کردن، توبیخ و ملامت کردن

۲

castigate

تنبیه کردن، شدیداً انتقاد کردن

۳

fix

کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون

۴

flog

شلاق زدن، تازیانه زدن، تنبیه کردن، انتقاد سخت کردن

۵

amerce

(حقوق) جریمه ى (نقدى) کردن، تنبیه کردن

۶

punish

ادب کردن، تنبیه کردن، گوشمال دادن، مجازات کردن، کیفر دادن

۷

scourge

تازیانه، شلاق، بلا، وسیله تنبیه، غضب خداوند، گوشمالى، تازیانه زدن، تنبیه کردن

۸

penalize

جریمه کردن، تاوان دادن، تنبیه کردن

۹

horsewhip

شلاق، قمچى، شلاق زدن، تنبیه کردن