فرهنگ آریانپور
تنبیه کردن
#۶۱٬۱۲۱
chastise
تنبیه کردن، توبیخ و ملامت کردن
castigate
تنبیه کردن، شدیداً انتقاد کردن
fix
کار گذاشتن، درست کردن، پابرجا کردن، نصب کردن، محکم کردن، استوار کردن، سفت کردن، جادادن، چشم دوختن به، تعیین کردن، قرار دادن، اب کسى رسیدن، تنبیه کردن، ثابت شدن، ثابت ماندن، مستقر شدن، گیر، حیص و بیص، تنگنا، مواد مخدره، افیون
flog
شلاق زدن، تازیانه زدن، تنبیه کردن، انتقاد سخت کردن
amerce
(حقوق) جریمه ى (نقدى) کردن، تنبیه کردن
punish
ادب کردن، تنبیه کردن، گوشمال دادن، مجازات کردن، کیفر دادن
scourge
تازیانه، شلاق، بلا، وسیله تنبیه، غضب خداوند، گوشمالى، تازیانه زدن، تنبیه کردن
penalize
جریمه کردن، تاوان دادن، تنبیه کردن
horsewhip
شلاق، قمچى، شلاق زدن، تنبیه کردن