فرهنگ آریانپور
تنبلی کردن
#۶۱٬۰۹۷
laze
تنبل، کاهل، تنبلى کردن
idle
بیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطل
loaf
قرص نان، کله قند، تکه، وقت را بیهوده گذراندن، ولگردى کردن
loiter
درنگ کردن، تاخیر کردن، دیر پائیدن، پا به پا ور کردن، معطل کردن، با تنبلى حرکت کردن کسى که در رفتن تعلل کند، پرسه زن