تنبل
#۶۱٬۰۸۱
laze
تنبل، کاهل، تنبلى کردن
lazy
تنبل، درخورد تنبلى، کند، بطیى، کندرو، با کندى حرکت کردن، سست بودن
lurdan
تنبل
slothful
تنبل، سست، کاهل، دیرپاى، عقب افتاده، بى حال
idle
بیکار، تنبل، بیهوده، بیخود، بى اساس، بى پر و پا، وقت گذراندن، وقت تلف کردن، تنبل شدن، عاطل
slow
آهسته، کند، تدریجى، کودن، تنبل، یواش، آهسته کردن یاشدن
sloth
تنبلى، سستى، بیکارى، کاهلى، تنبل، تنبل بودن
tardy
داراى تاخیر، دیر، دیر آینده، کند، کندرو، تنبل، سست
slouch
آدم بى دست و پا، آدم بى کاره و بى کفایت، تنبل، با سر خمیده و دولا دولا راه رفتن سر به زیر، خمیده بودن، آویخته بودن، آویختن، پوست انداختن
slouchy
دولا دولاراه رونده، خمیده، تنبل، بى عرضه
inactive
ناکنش ور، بى کاره، غیر فعال، سست، بى حال، بى اثر، تنبل، بى جنبش، خنثى، کساد، نادایر
indolent
سست، تنبل
sluggish
گرانجان، تنبل، لش، کند، بطى، آهسته رو، کساد
lazybones
آدم بطیى و کندرو، تنبل
soporiferous
داراى اثر خواب آور، کرخت کننده، تنبل
do nothing
بیکاره، مهمل، تنبل