فرهنگ آریانپور
تناوب
#۶۱٬۰۵۱
alternation
تناوب، یک در میانى، نوبت
off and on
تناوب، به طور متناوب، گاهى
cycle
دور، دوره گردش، چرخ، سیکل، یک سرى داستان در باره یک موضوع به صورت دورانى یا متناوب ظاهر شدن، سوار دوچرخه شدن، چرخه، چرخه زدن
shift
تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن
frequence
بسامد، تکرار، فرکانس، تناوب
frequency
بسامد، تکرار، فرکانس، تناوب، فراوانى
periodicity
نوبت، دورى، تناوب، حالت تناوبى، دوره
interchange
با هم عوض کردن، مبادله کردن، تبادل کردن، تغییر دادن، متناوب ساختن
frequentation
تکرار، تناوب
intermittence
مکث، فاصله، نوبت، تناوب
subalternation
توالى، تناوب، تواتر، حالت تبعى
rotation
(rotational =) ـ چرخش، دوران، گردش به دور