فرهنگ آریان‌پور

تناوب

#۶۱٬۰۵۱

معنی‌های انگلیسی
۱

alternation

تناوب، یک در میانى، نوبت

۲

off and on

تناوب، به طور متناوب، گاهى

۳

cycle

دور، دوره گردش، چرخ، سیکل، یک سرى داستان در باره یک موضوع به صورت دورانى یا متناوب ظاهر شدن، سوار دوچرخه شدن، چرخه، چرخه زدن

۴

shift

تغییرمکان، نوبت کار، مبدله، تغییردادن، تغییر مکان، انتقال، تغییر جهت، بوش، تناوب، نوبت، تعویض، نوبتى، استعداد، ابتکار، تعبیه، نقشه خائنانه، حقه، توطئه، پخش کردن، تعویض کردن، تغییر مکان دادن، انتقال دادن، تغییر مسیر دادن

۵

frequence

بسامد، تکرار، فرکانس، تناوب

۶

frequency

بسامد، تکرار، فرکانس، تناوب، فراوانى

۷

periodicity

نوبت، دورى، تناوب، حالت تناوبى، دوره

۸

interchange

با هم عوض کردن، مبادله کردن، تبادل کردن، تغییر دادن، متناوب ساختن

۹

frequentation

تکرار، تناوب

۱۰

intermittence

مکث، فاصله، نوبت، تناوب

۱۱

subalternation

توالى، تناوب، تواتر، حالت تبعى

۱۲

rotation

(rotational =) ـ چرخش، دوران، گردش به دور