فرهنگ آریان‌پور

تن‌ کردن

#۶۰٬۹۸۲

معنی‌های انگلیسی
۱

wear

(past: wore ; past participle: worn) ـ فرسایش، فرسودن، پوشیدن، سائیدن، در بر کردن، بر سر گذاشتن، پا کردن (کفش و غیره)، عینک یا کراوات زدن، دوام کردن، پوشاک

۲

cover

پوشاندن، تامین کردن، پوشش، سرپوش، جلد، جلد کردن، پنهان کردن، طى کردن، رویه، لفاف، پاکت

۳

clothe

پوشاندن، آراستن

۴

attire

آراستن، آرایش کردن، لباس پوشاندن، لباس، آرایش