فرهنگ آریان‌پور

تن

#۶۰٬۹۳۵

معنی‌های انگلیسی
۱

ton

تن، واحد وزنى برابر با 1000 کیلوگرم ton انسان‌ tonne

۲

metric ton

تن متریک یا تن هزار کیلویى

۳

body

جسد، تنه، تن، بدن، لاشه، جسم، بدنه، اتاق ماشین، جرم سماوى، داراى جسم کردن، ضخیم کردن، غلیظ کردن

۴

corpus

مجموعه اى از نوشتجات، (م.ل.) تن، جسم، تنه

۵

corporality

جسمانیت، هستى جسمانى، تن، بدن، جسم

۶

flesh

گوشت، مغز میوه، جسم، شهوت، جسمانیت، حیوانیت، بشر، در بدن فرو کردن

۷

person

شخص، نفر، آدم، کس، وجود، ذات، هیکل person physio some _